تبليغاتX
کثیف تر از خودت

کثیف تر از خودت

کاش میدانستی .. بی تو بر من چه گذشت

 

دردم نگفتنی

سکوتم شنیدنی ست ..

     عمری ست من برای تو تحقیر می شوم  .. .

نوشته شده در ساعت 18 توسط آراس| |

 

هر لحظه به دل نقش خیالی بستم
اندیشه به هر امر محالی بستم
چون واقف حال خود شدم فهمیدم
یک عمر برای خویش خالی بستم..

 

مرسی از شعر "رهگذر"

گفتی از کی بود؟.. .

نوشته شده در ساعت 12 توسط آراس| |

 

بسه دیگه از لجبازی دست بردار
انقد دیگه دل مارو سر کار نذار
دل من ، دیگه طاقت نداره
واسه من دیگه تو بهونه نیار
از همون روزی که چشاتو دیدم
عکس چشماتو روی قلبم کشیدم
کم آوردم پیش نگاهت
مث تو ، دیگه هیچ جا ، ندیــــــدم

ولی نه عزیزم من تو رو می خوامو
آره هر جا که بری دنبالت میامــو
من دوســت دارم

 

 


نوشته شده در ساعت 11 توسط آراس| |

 

دلم برات تنگ شده لعنتی

 

 

نوشته شده در ساعت 11 توسط آراس| |

 

اشک هایم را ببین سرد است و بی جان نازنین  
 باختم خود را به چشمان تو  آسان نازنین
 

باز جریان تمام لحظه هایم با تو است
تا ته این کوچه گردی های حیران نازنین
 

کاش بودی تا ببینی در هجوم بی کسی
باز می خوانم تو را با چشم گریان نازنین
   
بی تو بودن مرگ من در وحشت تاریکی است
همچو برگی در میان خشم طوفان نازنین
 

پشت حسرت های سوزان دلی پر تاب و تب
کلبه ای اینجاست دور افتاده ، ویران نازنین
 

با دو دست شوق ، قلبم کاش میشد می نوشت
پشت پلکت قصه ای از عشق پنهان نازنین
 

ساده و بی پرده گفتم پر ز احساس وجود
دوستت دارم
  ، نمی گردم پشیمان نازنین
 

با تو لبریز از غزل هایی همه پر رمز و راز
بی تو اما واژه هایم رو به پایان نازنین
 

حرف بسیاران برایم هیچ اما خود بگو
چیست من را پآکی این عشق تاوان نازنین ؟
 

دست بی منت بکش بر بال تنهایی من
می تپد قلبش ولی زخمی و بی جان نازنین
 

گرچه در فکرت اسیرم ، عاشقانه می رهم
خود شکستی بر دل من قفل زندان نازنین
 

کاش با نور تو مهتابی ترین مستی من
آسمان تیرگی می شد درخشان نازنین
 

کاش می گفتی کنون با من که هستم پیش تو
ختم می کردی تو این شعر پریشان نازنین

نوشته شده در ساعت 21 توسط آراس| |

چه لطيف است حس آغازي دوباره،

و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...

و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!

و چه اندازه شيرين است امروز...

روز ميلاد...

روز تو!

روزي که تو آغاز شدي!

تولد مبارک

نوشته شده در ساعت 17 توسط آراس| |

 

سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی

شاید امشب سوزش این زخمها را کم کنی

آه باران  من سرا پای وجودم آتش است

پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی

نوشته شده در ساعت 14 توسط آراس| |

Design By : Night Melody